تبلیغات
..|| پایگاه اطلاع رسانی پیروان ولایت در مناطق نفتخیز - جنوب||..

از اینكه این پایگاه خبری را برای رویت اخبار انتخاب نموده اید سپاسگزاریم شما میتوانید تازه ترین حبر ها از رویدادهای ایران و جهان را در پایگاه اطلاع رسانی حامیان دکتر احمدی نژاد در مناطق نفتخیز جنوب ملاحظه فرمائید بدیهی است مسئولیت كلیه مطالب ارسالی به عهده منابع آن بوده و این مجموعه هیچگونه تعهد و یا تأییدی بر آنها ندارد

كیهانفرهنگ آشتی;هموطن سلام
سیاست روزقدسنیمروز
همبستگىأبرارپول
رسالتجوانحیات نو
اعتمادخبر جنوباقبال
مردم سالارىkeyhanالوفاق
أبرار اقتصادىخراسانكار و كارگر
انتخاباطلاعاتصدای عدالت
كیهانشرقtehran times
همشهرىجام جمiran daily
ایرانجمهورى اسلامىتوسعه

 

     S

 


جوان بلاگ | سفر تفریحی به خارج کشور، حرام است

جوان بلاگ | سفر تفریحی به خارج کشور، حرام است

 
جوان بلاگ | سفر تفریحی به خارج کشور، حرام است
شاید برخی بگویند این حرمت سفر تفریحی به خارج کشور، مقید به دوران کم‌درآمدی حکومت اسلامی است. این تشکیک در بقای حرمت، از عهده بنده خارج است و زحمتش بر دوش کسانی است که یا مجتهدند و یا به حضرت آقا دسترسی دارند و می‌توانند بقای حرمت را استفتا کنند.
 
رادر عزیزم جناب آقای مجتبی جاویدی، لطف می‌کنند و هر چند روز، قطعه‌ای از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی (یا به قول خارجی ها امام خامنه‌ای) را برای بنده و گروهی دیگر ایمیل می‌کنند.
مدتی پیش، یکی از ایمیل های ایشان، مرا شگفت‌زده و ناراحت کرد. شگفت‌زده از اینکه این فرموده مهم رهبرم را نشنیده بودم و ناراحت از اینکه چرا اینقدر با تاخیر با آن مواجه شده‌ام.
در هر حال، این نوشته، مدیون جناب جاویدی است و از ایشان متشکرم. 

حضرت آقا معمولاً در حوالی ایام شهادت امیرالمؤمنان(ع)، نماز جمعه را اقامه می‌فرمایند. در چهارم دی ماه ۱۳۷۷، یعنی ۱۳ سال پیش، ایشان در خطبه دوم نمازجمعه، برای چندمین بار از اتکای کشور به درآمد نفتی گلایه می‌کنند. در آن دوران ـ تا آنجا که یادم هست ـ قیمت نفت پایین آمده بود و دولت آقای سید محمد خاتمی، دچار مشکلات درآمدی شده بود.
در ادامه ایشان می‌فرمایند:

«نمى‏شود وقتى درآمد كم است، كسانى كه زیاد خرج مى‏كردند، مثل وقتى كه درآمد زیاد است خرج كنند؛ این را باید بفهمند. لذا خطاب من در درجه اوّل متوجّه كسانى است كه متمكّنین به كشورند؛ دستشان به دهانشان مى‏رسد و مى‏توانند خرج كنند؛ مى‏توانند گوشت، مواد غذایى، امكانات زندگى، محصولات مدرن، انواع و اقسام وسایل برقى و ماشینهاى گرانقیمت تهیه كنند. «چو دخلت نیست، خرج آهسته‌‏تر كن». نگو من دخل دارم؛ این‏جا دخل شخصى ملاك نیست؛ دخل كشور ملاك است. وقتى كه یك ملت مقدارى درآمدش كم مى‏شود، باید ملاحظه كنند. ما هر وقت به مردم گفتیم اسراف نكنید، اكثریت مردم - كه طبقات متوسط هستند - گوش مى‏كنند و اسراف هم نمى‏كنند؛ لیكن آن كسانى كه باید گوش كنند - یعنى متمكّنین و ثروتمندان كه بسیارى از موارد، اسراف هم در بین آنهاست - كمتر گوششان بدهكار است. من حالا خطابم به آنهاست. لازم است كه به مسأله قناعت - به معناى اسراف نكردن - اهمیت دهند. اسراف نكردن در مواد غذایى؛ چقدر مواد غذایى زاید دور ریخته مى‏شود! حتّى اسراف نكردن در مواد دارویى؛ چقدر مواد دارویى غیر لازم خریده مى‏شود و به خانه‏ها برده مى‏شود و بدون مصرف باقى مى‏ماند! مواد اوّلیه و یا خود دارو را باید از خارج بخرند و بیاورند، یا در داخل باید با زحمت درست كنند. اینها ثروت و سرمایه مملكت است و از دست مى‏رود.
كسانى هستند كه حتى در كارهاى تفنّنى و تفریحىِ خودشان هم اسراف مى‏كنند. مثلاً به خارج از كشور مسافرت مى‏كنند. چرا؟! فرض كنید خانواده‏اى هستند كه مایلند مسافرتى بكنند، تفریح و تفرّجى بكنند؛ چرا به خارج از كشور مى‏روند و تفرّج مى‏كنند؟! در این كشور به این بزرگى، خیلیها همین تفریح و تفرّج را هم نمى‏توانند بكنند. بعضیها تا دستشان به دهانشان مى‏رسد، براى تفریح و تفرّجِ خودشان یا خانواده‏هایشان، به فلان كشور خارجى - كه حالا نمى‏خواهم اسم بیاوریم - مى‏روند. اینها اسراف قطعى است؛ اینها همان اسرافى است كه حرام است. زیاده‌‏روى یعنى این. زیاده‌‏روى، وقت به وقت و زمان به زمان تفاوت مى‏كند؛ در امر لباس، در امر مسائل زندگى، در اتومبیلهاى گرانقیمت. پس، خطاب اوّل ما به كسانى است كه متمكّنند و امكاناتى دارند و مى‏توانند خرج كنند. به آنها عرض مى‏كنیم كه كمتر خرج كنید؛ ملاحظه كنید و اسراف نكنید.»

متن کامل این بیانات را می‌توانید در این
نشانی بخوانید.
شاید برخی بگویند این حرمت سفر تفریحی به خارج کشور، مقید به دوران کم‌درآمدی حکومت اسلامی است. این تشکیک در بقای حرمت، از عهده بنده خارج است و زحمتش بر دوش کسانی است که یا مجتهدند و یا به حضرت آقا دسترسی دارند و می‌توانند بقای حرمت را استفتا کنند. 

منبع: تردید راهی به دانایی

نوشته شده در تاریخ جمعه 22 مهر 1390 توسط مدیر سیستم | نظرات ()
جوان بلاگ | فرعون مرا مسلمان کرد

جوان بلاگ | فرعون مرا مسلمان کرد

جوان بلاگ | فرعون مرا مسلمان کرد

پروفسور موریس بوکای در حال آماده کردن گزارش نهایی در مورد کشف جدید (مرگ فرعون بوسیله غرق شدن در دریا و مومیایی جسد او بلافاصله پس از بیرون کشیدن از دریا) بود که یکی از حضار در گوشی به یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق عجله نکند، چرا که نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است.
 
وبلاگ "گلچین" در مطلبی جالب توجه، چگونگی مسلمان شدن یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه را شرح می دهد:

هنگامی که فرانسوا میتران در سال ۱۹۸۱میلادی زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت، از مصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون برای برخی آزمایش‌ها و تحقیقات به فرانسه منتقل شود.

هنگامی که هواپیمای حامل بزرگترین طاغوت تاریخ در فرانسه به زمین نشست، بسیاری از مسئولین کشور فرانسه و از جمله رئیس دولت و وزرایش در فرودگاه حاضر شده و از جسد طاغوت استقبال کردند.

پس از اتمام مراسم، جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستان‌شناس به همراه بهترین جراحان و کالبدشکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.

رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه بنام پروفسور موریس بوکای بود که برخلاف سایرین که قصد ترمیم جسد را داشتند او در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.

تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب، نتایج نهایی ظاهر شد؛ بقایای نمکی که پس از ساعت ها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده‌اند. اما مسئله‌ی غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالم‌تر از سایر اجساد باقی مانده، درحالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.

پروفسور موریس بوکای در حال آماده کردن گزارش نهایی در مورد کشف جدید (مرگ فرعون بوسیله غرق شدن در دریا و مومیایی جسد او بلافاصله پس از بیرون کشیدن از دریا) بود که یکی از حضار در گوشی به یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق عجله نکند، چرا که نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است.

ولی موریس بوکای به شدت این خبر را رد کرده و آن را بعید دانست. او بر این عقیده بود که رسیدن به چنین نتیجه بزرگی ممکن نیست مگر با پیشرفت علم و با استفاده از امکانات دقیق و پیشرفته کامپیوتری. در جواب او یکی از حضار بیان کرد که قرآنی که مسلمانان به آن ایمان دارند قصه غرق شدن فرعون و سالم ماندن جثه‌ی او بعد از مرگ را خبر داده است.

حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد و از خود سوال می‌کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال ۱۸۹۸میلادی کشف شده است، در حالی که قرآن مسلمانان قبل از ۱۴۰۰ سال پیدا شده است؟ چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیچ انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئله نمیگذرد؟

موریس بوکای تمام شب به جسد مومیایی شده زل زده بود و در مورد سخن دوستش فکر می‌‌کرد که چگونه قرآن مسلمانان درمورد نجات جسد بعد از غرق سخن می‌گوید در حالی‌که کتاب مقدس آنها از غرق شدن فرعون در هنگام دنبال کردن موسی سخن میگوید اما از نجات جسد هیچ سخنی بمیان نمی‌آورد و با خود می‌گفت آیا امکان دارد این مومیایی همان فرعونی باشد که موسی را دنبال میکرد؟

و آیا ممکن است که حضرت محمد هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته است؟ او در همان شب تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند.

پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر باز گرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم گرفت به کشورهای اسلامی سفر کند تا از صحت خبر در مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل نماید. 

یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و این آیه را برای او تلاوت کرد:
{فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَإِنَّ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ} [یونس:۹۲]
ما امروز پیکرت را [از آب‏] نجات می‌دهیم تا عبرت آیندگان شوى، و همانا بسیارى از مردم از آیت‏هاى ما بى‏خبرند.
این آیه او را بسیار تحت تآثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد: “من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم.”

موریس بوکای با تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و دهها سال در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده در عصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد.

و بر ایمان او به کلام الله جل جلاله افزوده شد (لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه تنزیل من حکیم حمید).

حاصل تلاش سالها تحقیق این دانشمند فرانسوی کتاب “قرآن و تورات و انجیل و علم بررسی کتب مقدس در پرتو علوم جدید” بود.
دانلود کتاب 

نوشته شده در تاریخ جمعه 22 مهر 1390 توسط مدیر سیستم | نظرات ()
نوشته "علیرضا قزوه" در خصوص فساد بزرگ مالی

نوشته "علیرضا قزوه" در خصوص فساد بزرگ مالی

علیرضا قزوه در وبلاگ شخصی خود در خصوص فساد بزرگ مالی نوشت:

به من مربوط نیست که سایت ها چه می نویسند

که دولت چه می خواهد از جان مجلس

یا مجلس چگونه کنار می آید با قوه قضاییه ...

به من مربوط نیست که اختلاس سه هزار میلیاردی یعنی چه

و اصلا سه هزارمیلیارد چقدر است و

پشت ماجرا چه پدرسوخته هایی هستند

به من مربوط نیست دیگر

که حکم جلب دارد و

آبرو می برند...

پس ای ابر خطاپوش ببار...

به من مربوط نیست که بگویم آقای "ایکس" که کمی چاق است

که بود و کجا بود

و چه شد که شد و افتاد

یا اقای "وای" که شکل مستر فلان بود

یا آقای "زد" که لاغر است و مدام قول می دهد

اصلا که بوده اند و کجا بودند

یا این که این جماعت زیبایی اندام

چه ارتباطی با سیاست دارند

ای کاشکی آقای "ایگرگ" این الف بچه ها را نمی آورد...

( این ایگرگ می تواند آقای آلبرت انیشتن باشد

که لابد ارتباطی با اختلاس هم دارد)

من فقط باید بنویسم آقای "ایکس" و "زد"

و شما خیال کنید که آنها آقای سنگ پایند یا آقای رب گوجه فرنگی

وقتی که قاط می زند اقتصاد سیاسی

سیاست فرهنگی

باید که هنگ کند

اشعار من

و گاه شعر همین می شود که می بینی

البته ما شاعران می دانیم که حال سیاست خوب نیست

البته ما دانش آموزان می دانیم

تا وقتی اختلاس حل نشود

کیف قاپها تمام نمی شوند

البته ما ریزه میزه ها می دانیم

که اختلاس ریشه داشت در حرمسرای آقامحمدخان قاجار

در سبیل ناصرالدین شاه

و ریشه دارد در ویلاهای کانادا

پس ربطی به رییس بانک ملی ندارد

که رفته است دوش آب خنک بگیرد در جایی مثل پپسی

البته ما شاعران می دانیم

که دولت بی تقصیر است

و مجلس محترم بی تقصیر است

حتی آقای "ایگرگ" و "زد" بی تقصیرند

گناهکار واقعی نیروی جاذبه زمین است

و من هم بی تقصیرم

اما

وقتی کسی معذرت نمی خواهد

من عذر می خواهم از همه

مردم عذر می خواهند از شما

ما را ببخشید آقای "ایکس"

تصدقت بروم آقای "ایگرگ"

شما بی نظیرید آقای "زد"...

نوشته شده در تاریخ جمعه 22 مهر 1390 توسط مدیر سیستم | نظرات ()
جوان بلاگ | خاطرات من و شیخ قدرت

جوان بلاگ | خاطرات من و شیخ قدرت
در سال ۶۴ حاج شیخ قدرت پس از تلاش بسیار با دادن پست مدیر کلی موفق به جذب یکی از اعضای حزب جمهوری اسلامی قزوین شده بود .

چند بار برای بنده و برادر عزیزم حاج مصطفی آزادی جانباز قبل از انقلاب و بعد از انقلاب پیغام فرستاد که مثلا مارا جذب کند، تا اینکه به پیشنهاد حاجی آزادی در سال ۶۵ یک روز به دیدار ایشان در کمیته انقلاب اسلامی رفتیم.
پس از احوالپرسی به وی گفتم شما بجای اینکه برای منافقین و چریکهای فراری از خلق پرونده سازی کنید، برعلیه حزب الهی ها مدرک جمع میکنید و از او خواستم پرونده مرا نشان دهد. گفت: بجان تو یکبرگ هم داخلش چیزی نیست و من هم به شوخی گفتم پس پرونده سازی کرده اید اما مدرکی بدست نیاورده اید!

(این را اینجا داشته باشید) 

اوایل سال ۶۵ سازمان حج وزیارت که آنموقع زیر نظر وزارت ارشاد اداره میگردید آزمونی جهت انتخاب ناظرین کاروانهای حج در سالن ۱۲ هزار نفری ورزشگاه آزادی بر گزار کرد و بنده هم با کسب رتبه تک رقمی که از طریق روزنامه های کشوری کیهان و جمهوری اسلامی جزء پذیرفته شدگان اعلام گردید انتخاب شدم.
و یک ماه بعد صبح روزی که به دیدن شیخ برویم رئیس اداره ارشاد وقت حاج آقا تبسمی به بنده که آنموقع مدیر امور اداری آبگینه بودم تماس گرفتند و گفتند تبریک میگویم که میخواهی حاجی شوی.
ه ایشان گفتم من سال ۶۱ حاجی شده ام گفت پس میخواهی حاجی حاجی شوی و آقای علیخانی لطف کردند و شما را هم جزء ناظرین قبول کردند.
بنده هم گفتم اگر قرار باشد در کل کشور ۱۰ نفر ناظر اعزام شود من یکی از آنها هستم وی گفت میدانید که اگر شیخ نخواهد نمیشود!
باورم نشد لیکن در دیدار باشیخ ایشان با دادن وعده و وعید که اگر شما دوست ما بشوید هر مسئولیتی بخواهید به شما میدهم و گفتند همین الان میخواهی تلفن بزنم برای بخشداری آبیک و یا معلم کلایه حکم بزنند؟! ما هم گفتیم ما دوست داریم که شما فقط بعنوان فرماندهی کمیته انجام وظیفه کنی! او هم بلافاصله گفت نه اینکه نمیشود! و پس از آن من گفتم الان در دنیا هر کشور انقلابی را میخواهند بد نام کنند میگویند از اسرائیل اسلحه خریده و شما هم اگر با یک حزب الهی دوست میشوی اعلام نکن و گرنه آن فرد پیش انقلابیون بد نام میشود .
بلافاصله با عصبانیت فریاد زد پاشید پاشید برید بیرون! شانس آوردید این حرفها را توی کمیته زدید اگر بیرون گفته بودی جائی می انداختمت که عرب نی نیانداخته باشد!!! 

۳ روز بعد از این دیدار اسامی ناظرین حج اعلام شد وبا کمال تعجب دیدم اسم من نیست بلافاصله شکایتی به رئیس حج و زیارت آقای رضائی نوشتم و رو نوشت آن را به آیت الله موسوی اردبیلی بعنوان رئیس قوه قضائیه(که در آن زمان نام دیگری داشت )و آقای موسوی خوئینیها ( یکی از ارکان فتنه۸۸ در حال حاضر)نماینده ولی فقیه در امور حج آن زمان دادم.
لیکن پس از یک هفته شیخ قدرت پیغام داد به صالحی بگوئید تلاش مذبوحانه نکند آن سه تا نامه را اصلش را برای بررسی به خود من داده اند ومن باور کردم مسئولین در آن زمان بدون دستور شیخ آب هم نمیخورند والان هم حق دارد هم خودش وهم سیاهی نامه پسرش بگویند زمان دکتر احمدی نژاد بدترین دولت هاست!!!  زیرا مثل آنموقع دستشان باز نیست تا در همه ارکان دولت و نظام دخالت داشته باشند و حکمرانی کنند.

نوشته شده در تاریخ جمعه 22 مهر 1390 توسط مدیر سیستم | نظرات ()
جوان بلاگ | طرح جمع آوری و برخورد با مردان بی غیرت!!!

 
جوان بلاگ | طرح جمع آوری و برخورد با مردان بی غیرت!!!
پیشنهاد من اینه كه از این به بعد به جای برخورد با خانم های محترم بی حجاب و یا بدحجاب ، طرح « جمع آوری و برخورد با مردان بی غیرت » رو اهالی نیروی انتظامی در دستور كارشون بذارن ! باور كنید طرح خوبیه و جواب میده !!
 
به مناسبت هفته نیروی انتظامی به فكرم رسید ضمن عرض خسته نباشید و خدا قوت به عزیزان زحمت كش این نهاد ارزشمند ، یك پیشنهاد هم براشون داشته باشم! شاید به كارشون بیاد!!

ماجرا از این قراره كه سروصداهای زیادی سر قضیه برخورد با بدحجابی توی جامعه ما شده و بعضی ها به اصل قضیه ، بعضی ها به شیوه اجرا و بعضی ها هم به نوع برخورد پلیس با خانم های محترم بدحجاب ! اعتراض كردن.
حالا من نشستم زحمت كشیدم و فكر كردم چطور میشه این قضیه رو با یك سری تغییرات انجام داد تا به نحو احسن جواب بده.
پیشنهاد من اینه كه از این به بعد به جای برخورد با خانم های محترم بی حجاب و یا بدحجاب ، طرح « جمع آوری و برخورد با مردان بی غیرت » رو اهالی نیروی انتظامی در دستور كارشون بذارن ! باور كنید طرح خوبیه و جواب میده !!

آخه می دونین چیه ؟ مرد با غیرتش شناخته میشه ، زن با حیا
حالا درسته كه بعضی خانم های محترم امروزی سمبل بی حیایی شدن و حجاب مجاب رو گذاشتن كنار ولی بدتر اینه كه مردها غیرتشون رو ریختن تو جوب و ناموسشون رو تو خیابون ها به نمایش میذارن و جالب اینجاست كه اگه بهشون تذكر بدی ، تازه اینجا به غیرتشون بر میخوره و خدا به داد تذكر دهنده برسه !

بذارین حكایت جالبی رو براتون تعریف كنم:
اندر حكایت است كه : مرد خوش غیرتی ! دست همسر مكرمه بد حجاب خویش را به دست داشت و اندر شلوغی خیابان در میان جمعیت می گذشت. ناگاه جوانی پیش آمد و عرضه داشت : ببخشید آقا ! اجازه می فرمائید چند لحظه ای به همسرتان نگاهی بیاندازم ! مرد خوش غیرت هم كه حسابی به خشم آمده بود جوان را به باد كتك گرفت و حسابی از خجالتش به در آمد. جوان همچنان كه كتك می خورد فریاد می زد : آخر خوش انصاف ! من دیدم همگان دزدكی به همسرت نگاه می اندازند ، من گفتم مرامی بگذارم و اجازه ای از شما بستانم... !

خدایا ! به مردان ما غیرت و به زنان ما حیا عطا كن 

نوشته شده در تاریخ جمعه 22 مهر 1390 توسط مدیر سیستم | نظرات ()
مبحث عدالت-رسانه ملی وطلبه سیرجانی

مبحث عدالت-رسانه ملی وطلبه سیرجانی

فساد درجامعه ریشه بسیاری ازخوبی ها را می خشکاند.

فساد چیست؟فاسد کیست؟کسی که میلیاردها میلیارد ثروت بیت المال را بالا کشیده وکسانی که هکتار هکتار زمین های مردمی را ربوده اند،لیاقت چه نامی جزمفسد فی الارض را دارند.

وحکم اسلام درمورد اینها چیست؟

وظیفه رسانه دراین باره چیست؟

متاسفانه درنظام اسلامی عده ی بسیاری به سبب خواب ماندن حزب الله وسستی بیش ازحد مسئولین ازطریق راه های مختلف فساد انگیز دست به غارت بیت المال زده اند وروز به روز ثروت وقدرت خود را افزون می کنند.

جمع کثیری که به واسطه شل آمدن مسئولین درمقایل آنها وبعضا همراهی بعضی مسئولین با آنها به غده های سرطانی تبدیل شده اند که درنهاد ها ومکانهای مخلف ریشه دوانده اند.

حدود 10سال ازفرمان 8ماده ای آقا خطاب به مسئولین می گذرد و10سال است که فرمان ایشان برروی زمین مانده وهرسال برایش یک سالگردی می گیرند.اما چه کسی باید به این فرمان عظیم اهتمام ورزد،چه کسانی باید برای تحقق آن قدم به میدان گذارند.

سوال بسیاری ازمردم این است که شعار مسئولین را کی پایانی هست؟شعارهایی مثل :برخورد قاطع،برخورد سریع،کمیثه ویژه،عبرت گیری مفسدان و...که عملی درخور را درخود جای نداده اند چه وقت تمام می شود؟

آیا راه برخورد با مفسدین نازکردن برای آنهاست؟!!

نازکردنهایی چون :اگر فلان بدهکاربانکی زودتر معوقات را تحویل دهد یک امتیاز ویژه برای آنهاست وازفلان مجازات معاف می شود.

خب این امتیازها که الی ماشاالله دراختیارشان هست!

آیا راه برخورد بامفسدین،چه اقتصادی ،چه امینی،وچه اخلاقی این جورکوتاه آمدن ها درمقابل آنهاست واین جورضعف نشان ها واصرار کردنهای کذایی است؟!!!

مثلا فلان کسی که 100میلیارد گرفته وپس نداده است باید نازش را کشید؟!وبه اومزایاداد؟!!

نه این غلط است-باید اورا  دستگیرکرد-چهره اش را نشان داد،آبرویش را برد(کسی که بااین فسادها برای خود آبرویی نگذاشته،نباید برای اوآبرویی قائل بودویکی اریشه های مشکلات انقلاب ما شطرنجی نشان دادن چهره مفسدین می باشد)واورا درملاعام اعدام کرد-اموالش را غصب کرد.ازراه مستقیم وغیرمستقیم.

حساب اورا ببندند(که البته قصه بانکها هم قضیه ای است برای خودش) باید اورا نقره داغ کنند –نه این که او درجزیره کیش حالش را بکند وماهم التماسش را.

کسانی که 50هکتار زمین را درسیرجان ربودند چه کسانی هستند؟واین پرونده برای چه زمانی است؟وچرا با آن برخورد قاطع نمی شود؟!!!

وآغاز حرکت طلبه سیرجانی هم همین زمین خواری 50هکتاری است که مسئولین حتی حاضرنشدند که ذره ای اهمیت قائل شوند.

واما وظیفه حزب الله چیست؟

بنشیند که آقیان مسئول خوب بخوابند؟!!!نگاه کند که آقایان مسئول خود با کدام مفسد زد وبند می کنند؟

پس قانون اساسی چه میشود؟اصل هشتم قانون اساسی جایگاهش چیست؟چرا بعد از33سال ازپیروزی انقلاب اسلامی وتدوین قانون اساسی هنوز لایحه ای برای اجرای این اصل که اصل امربه معروف ونهی ازمنکر است ازسوی آقایان مسئول تهیه وتدوین نشده است؟!!!-برطبق قانون اساسی مردم حق نظارت دارند وحق امربه معروف ونهی ازمنکر حتی به دولت وهمه قوا

چرا حزب الله هم به این اصل وظرفیت عظیم توجهی ندارد واگر این ظرفیت عظیم به کارافتد بسیاری مشکلات حل خواهد شد.

اما رسانه ملی دراین باب(عدالت)جایگاهش چیست؟وظیفه اش کدام است؟

چرا نباید برنامه هایی صریح وشفاف تولید شود که به مبحث عدات بپردازد.

اما این روزها برنامه خوب راز که بامدیریت نادر طالب زاده هدایت می شود به مبحث عدالت می پردازد.اول اینکه توصیه می کنم هرشب این برنامه را ببینیدواما بعد...

قرار بود برنامه اول ازسری برنامه راز درماه مبارک رمضان به موضوع عدالتخواهی وحکت عدالتخواهانه طلبه سیرجانی باحضور خود حاج آقا جهانشاهی(طلبه سیرجانی)بپردازد.

با چند نفرازدوستانمان به همراه حاج آقا وبه دعوت نادرطالب زاده ازایشان به تهران رفتیم. (البته قرار بود فقط طلبه سیرجانی دربرنامه راز حضور داشته باشد ونه بقیه دوستان-ما فقط همراه حاج آقا بودیم)

به دیدار آقای طالب زاده رفتیم وحاج آقا صحبتهایشان را کردند وگوشه ای ازحرکت عظیم عدالتخواهانه را شرح دادندوقرار شد برنامه روز اول ماه رمضان روی آنتن رود.

خب ماهم منتظربودیم ولی خبررسید که صدا وسیما باحضور آقای جهانشاهی مخالفت کرده ورایزنی های نادر طالب زاده هنوز ادامه داد.بعد ازدوروز وقبل ازبرنامه راز باحضور سلیمی نمین آقای طالب زاده خبردادند متاسفانه دو نهاد احتمالا یکی قوه قضائیه ودیگری نهاد گمنام باحضور حاج آقابه طور جد مخالفت کردند وحضور ایشان منتفی است.


این قسمتی ازقضیه بود ولی برای ما وبسیاری دیگر سوال است:رسانه ملی که خودرا گل سرسبد اهل همه محفل می داند وازخوبی برنامه هایش می گوید به این سوال پاسخ دهدکه چرا درسانه ملی(نه رسانه انقلاب اسلامی)درتمام شبکه ها انواع سریال های مبتذل مثل ساختمان پزشکان،انواع فیلمهای صهیونیستی –انواع موسیقی های حرام-انواع روابط نامربوط دختر وپسرجای وسیعی برای خود دارد ولی بحث عدالتخواهی وبحث این سوال که چرا حرف آقا 10سال است زمین مانده وطلبه سیرجانی می خواست آنرا مفصل شرح دهد حتی به قدریک ساعت ونیم هم جاندارد.

(کشتند بسیاری خود را که دراین سال هاکلمه ای ضد نظام ازطلبه سیرجانی شکارکنند واورا ضد نظام معرفی کنند اما نه تنها موفق نشدند بلکه این سرباز کوچک والبته پرافتخار آقا مدال "شکر الله مساعیکم" را ازحضرت ایشان(امام خامنه ای)دریافت کردند.)

جواب گویند مسئولین مدعی صدا وسیما!

چرا باید حتی مجریان زن ومرد وحتی درتبلیغات اکثربرنامه ها حد ومرز شرعی را زیرپاگذارند واقدامات خلاف شان انقلاب اسلامی انجام دهند ولی حزب الله حق ندارد درسانه ملی فریادی بزند که ایها الناس حرف آقا ومولایمان امام خامنه ای(حفظه الله تعالی)روی زمین مانده!

همه این مسئولین متخلف نون ونمک زندگی خود را مدیون حزب الله هستند.حزب الله درجبهه ها جنگید ودشمن را بیرون راند ولی عده ای دیگرکه حتی سیلی هم برای این انقلاب نخوردند پروارشدند ومفسد.

دستگاه های ثروت وقدرت تمام رسانه ملی را دبرگرفته اند وحق نفس کشیدن به حزب الله را نمی دهند-جالب آنکه امثال فتنه گرانی که درسال 88فتنه عظیمی ایجاد کردند ونظام اسلامی را با چالش روبرو ساختند جایگاه برتر ووسیع تری دررسانه ملی دارند.

آیا طلبه سیرجانی به عنوان یک سرباز کوچک حضرت آقا حق ندارد که درصدا وسیما حرفش را به گوش مردم برساند؟

 

البته این حرف ها حرف های ناامید کننده نیست ،این حرفها هشداری است به مفسدین ،به مسئولین خطاکار،وبه رسانه ملی که خود را اصلاح کنید وگرنه جایی برای ماندن ندارید وباید ریشه کن شوید ونابودی آن کسانی که حزب الله را جدی نمی گیرند ویا باآن به مبارزه می پردازند حتمی است.

والسلام

محسن یک بسیجی امام خامنه ای


نوشته شده در تاریخ جمعه 21 مرداد 1390 توسط مدیر سیستم | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:15)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

تیتر خبرها
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت